چیشات قد یه دِریانو مشکیش اسمونی تو حرفممیزِنی انگار سیمو آواز میخونی
اگر تو خورشید بودی من طلوعت بودم
فِرفِری موتو عِشقه چِشم و اَبْروتو عشقه
پاتوق تنهاییات همیشه شونمه تو بری هرجا میام قلب تو خونمه
دوست دارم بگردی همه شهر و فقط با من
یه شب آخرین زنگو به گوشیم زدی
من پایِ مسافر تو راهِ رسیدن
میگن اشتباس فکر کنی به اون که نمیاد
بیا برگردیم همون موقع وقتی اشکامون اشکای شوقه
هوایَت نَفَس بود حضور تو بَس بود
چجوری میشه این حسو ندید می ری و دنباله منی ،ولی
از ما بهترون بوده رفتی هر روز قشنگ تر از روز قبلی
سفر نمیروم دگر تو را ندارم آنقدر ز ما
قشنگ ترین چشمارو داشت ولی حیف که همش
سُرخه مثل تَمِشکِ وَحشی لَبهات مثلِ ماهی تو خواب شَبهات
از اون روزی، که تو رفتی چه غمگین و چه بیتابم
بوسهی آخر دم قطارم بعد تو یه مرگ ادامه دارم
بیا بریم قدم بزنیم من و تو همو خوب بلدیم
سراغ من اومد بازم عطر شونت ببین بیقرارم پی هر نشونت